مدح و مرثیۀ حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیهالسلام
یک عمر با اندوه و ماتم زندگی کردی در بزم اشک و روضه و غم زندگی کردی جریان به جریان زمزمه کردی شهادت را باران به باران مثل زمزم زندگی کردی ای داغـدار ارغـوانهـای غـریب طـف هر روز با داغی مجـسم زندگی کردی با زخـمهای اِرباً اربا جان به لب بودی با پـارههـای نـا مـنـظـم زنـدگـی کـردی با بتپرستان، جان سیاهان در غریبستان بیآشـنا بییـار و هـمـدم زنـدگی کردی هر چند زیر بار مـاتم شـانهات خـم شد اما صبـورانـه، مـصـمـم زندگی کردی هر لحظهات سرشار بود از خاطرات داغ پس با کدامین خاطره کم زندگی کردی؟ از صبـح عـاشـورا الی شام شهـادت با یلـداتـرین ساعـات عـالـم زندگی کردی بـا یـاد داغِ؛ داغخـیـز خـیـزران و لـب با زخم بیدرمان و مرهم زندگی کردی |